عطا ملك جوينى
143
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
از جهت تشكيك و تضليل در ميان خلايق سخنى « 1 » انداختند كه ظاهر شريعت را باطنى هست كه بر اكثر مردم پوشيده است و كلماتى كه از فلاسفهء يونانيان بديشان رسيده بود در تصرف « 2 » آن اباطيل ايراد مىكردند و از مذاهب مجوس نيز « 3 » نكتهء چند درج ، تا اهل اسلام را بريشان مجال تشنيع « 4 » نرسد بلك تشييع « 5 » ايشان كنند بر طوايف « 6 » فرق مؤمنان انكار مىنمودند كه ايشان آل بيت « 7 » رسول را صلوات اللّه عليهم نصرت نكردند خاصّه وقت آنك يزيد و اتباع او عليهم ما يستحقّون « 8 » بريشان چنان ظلمى صريح كردند و « 9 » هيچكس از امرا و اهل حلّ و عقد انتقام « 10 » آن نكشيدند و بر خلافت آل يزيد رضا دادند ، تا در آنوقت كه « 11 » كيسانيان « 12 » از باقى شيعه جدا شدند و بمحمّد حنفيّه تولّا كردند اين قوم نيز خود را بر كيسانيان « 12 » بستند و در تقرير علوم باطن حوالت به دو « 13 » كردند ، تا بروزگار آنك زيد بن علىّ خروج كرد شيعهء محمّد « 14 » بن علىّ بن الحسين « 15 » صلوات اللّه عليهم و رضوانه زيد را فروگذاشتند و گفتند رفضوا زيدا از آنوقت اسم رافضى بريشان بماند ، چون كيسانيان را عدد و عدّت زيادت نماند آن قوم خويش را بر روافض بستند ، و در ميان ايشان شخصى بود از فرزندان
--> ( 1 ) ح ندارد ، ( 2 ) كذا فى آ ج د ز ، ح : تصور ، - و لعلّ الصّواب « نصرت » ، ( 3 ) تنقيط قياسى ، ح : نيز ؟ ؟ ؟ ، آ : بنيز ؟ ؟ ؟ ( - بنيز ) ، ز : سر ، ج د ندارند ، - بنيز مرادف « نيز » است ( فرهنگ جهانگيرى ) ، ( 4 ) كذا فى ج د ز ، آ ح با تنقيط ناقص ، ( 5 ) كذا فى ج ، آ : نسبيع ؟ ؟ ؟ ، د ز ح : تشنيع ، - شيّعه على رأيه تابعه و قوّاه و فلان يشيّعه على ذلك اى يقوّيه ( لسان ) ، ( 6 ) كذا فى جميع النّسخ بدون اقحام واو عاطفه ، ( 7 ) ج : اهل بيت ، د : اهل و بيت ، ( 8 ) كذا فى د ، آ ز : يستحق ، ج ح جمله را ندارند ، ( 9 ) ج اين واو را ندارد ، ح جمله را ندارد ، ( 10 ) آ ندارد ، ( 11 ) آ ز « كه » را ندارند ، ( 12 ) كذا فى ز ، آ د ح با تنقيط ناقص يا فاسد ، ج : كسائيان ، ( 13 ) يعنى بمحمّد حنفيّه ، ( 14 ) يعنى امام محمّد الباقر ، ( 15 ) كذا فى د ح ، آ ج ز : الحسن ،